شبکه مردمي خدمت






درباره نویسنده
شبکه مردمي خدمت
احمد شريعتمدار[4]
آنچه که امروز همه ما بدان نياز داريم وحدت وانسجام است.چيزي که بسياري از بزرگان قوم عليرغم توصيه هاي مکرر رهبر فرزانه مان آن را مثل قرآن هايشان فقط بر طاقچه ها گذاشته اند. بروبچه هاي زيادي را ميشناسم که همه دغدغه حرف هاي بر زمين مانده رهبرمان دارند وهر يک در گوشه اي رنج ومحنت نابرابري ها وبي عدالتي ها را توشه آخرتشان کرده اند. اين وبلاگ کانال ارتباطي من وشما براي آرماني است که نام وتيتر و حزب وگروه نمي خواهد. اما چه کنم که فقط واژه ها وکلمات به کمکم آمده اند. شبکه مردمي خدمت آرماني است که خدمتگزاران بي دريغ را جستجو مي کند. چشم براهتان مي مانم . . .
تماس با نویسنده

موضوعات وبلاگ

عضویت در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

لوگوی وبلاگ
شبکه مردمي خدمت

آمار بازدید
بازدید کل :328
بازدید امروز : 0
 RSS 

توجه واهتمام به برنامه جامع توريسم وگردشگري دهها وصدها هزار فرصت شغلي بوجود مي آورد. چرا اين فراصنعت بزرگ را به دست فراموشي سپرده ايم؟
براساس آخرين آمار سازمان جهاني جهانگردي در سال 2010 صنعت توريسم خارجي بيش از
1 دلار را جابجا مي کند. هزار وپانصد ميليارد دلار/500/000/000/000
سهم ما که ميراث دار تاريخي به قدمت هزاران سال قبل از ميلاد هستيم از اين رقم چقدر است؟ بياييد دست به دست هم دهيم وسهم خود را
در اين بزرگترين فراصنعت خدماتي جهان بدست آوريم.
اين سهم گرفتني است وفرزندانمان فردا ما را دراين ميدان به قضاوت خواهند نشست.
                                             فرازهايي از سخنراني در جمع مردم وجوانان
ايران ما داراي مزيت هاي نسبي فراواني در اين حوزه است. وبرهمه مسؤولان ومردم است که نقش مؤثرخود را ايفاکنند. مردم ومتخصصان اين حوزه نبايد خود را کنار بکشند، زيرا مسؤولان بدون مردم نمي توانند نقش آفريني کنند.
يکي از عمده ترين برنامه هاي ما توسعه فراگيراين فراصنعت است، که ايجاد هزاران فرصت شغلي وکارآفريني يکي از نتايج آن است. والبته بايد همه جوانب آن به دقت سنجيده شود؛ تا از افراط وتفريط ها جلوگيري شود.
ما نبايد به دليل بعضي از تنگ نظري ها در اين شرايط اقتصادي ازکنار اين پتانسيل بگذريم وسهم خود را به ديگران واگذار کنيم.
جاذبه هاي گردشگري کشور عزيزمان ظرفيت هاي زيادي دارد ومي توان ضمن حفظ سنت ها واعتقاداتمان از اين موهبت الهي در جهت حل مشکل اشتغال واقتصاد کشور به خوبي بهره گرفت؛ به شرطي که بخواهيم وديگران به ما کمک کنند.

مردم وجوانان اميدوار باشند، ما در آغاز راه هستيم وکارهاي خوبي را با دوستان وهمکاران خود انجام داده ايم وچنانچه از جايگاه مجلس وقانونگذاري بتوان اعتبارات سرگردان را در اين مسير هدايت کرد، آهنگ حرکت براي نقش آفريني مؤثر در اين فراصنعت شتاب خواهد گرفت.

 


نویسنده » احمد شريعتمدار » ساعت 2:45 عصر روز دوشنبه 20 اسفند 1386

بنام خدا


نکات کنکوري انتخاباتي:
1- رسيدن به يک زندگي مطلوب مجاهدت وتلاش يکايک ما مردم را مي طلبد، بياييد دست به دست هم براي اين زندگي مطلوب تلاش کنيم که:


             نابرده رنج گنج ميسر نمي شود 
2- مملکت داري يک تفنن نيست وآشنايي به دانش وفناوري هاي جديد ودلسوزي ومردم دوستي وتعهد وپايبندي به اصول از مهمترين لوازم وضروريات آن است.
3- دموکراسي از هر نوع، شيوه حکومت داري است نه هدف.
4- اولويت مهم اقتصاد ايران، تسهيل وگسترش کارآفريني است که رفاه عمومي وارتقاء سطح زندگي مردم وکنترل تورم وگراني از پيامدهاي آن است.
5- مهمترين اولويت اجتماعي امروز حفظ کرامت انساني است ومهمترين عامل رشد کرامت انساني در جامعه توجه ويژه زمامداران وحکومت به اين مقوله است.
6- ساختار فعلي احزاب جوابگوي نيازهاي خود آنها است، نه مطالبات ومشکلات مردم، چون هيچيک از آنان به واقع مردمي نيستند وفقط براي کسب قدرت در فصل انتخابات حيات فعال دارند. لذا کساني که با وابستگي وحمايت آنان بر مناصب خدمتگزاري مي نشينند، نمي توانند خدمتگزار مردم باشند، چون وامدار همين احزاب هستند.
تاريخ اين 30 سال پس از انقلاب جاي شکي در اين مقوله باقي نمي گذارد. کافي است کمي به گذشته هاي نه چندان دور برگرديم.
7- اينجانب "تئوري شبکه مردمي خدمت" را به عنوان جايگزين احزاب ارائه کرده ام وکارهاي خوبي را نيز به همراه دوستان وهمکارانم آغاز شده. چنانچه نتيجه ملموس آن با همت يکايک مردم بدست آمد، اطلاع رساني ودعوت همگاني را آغاز خواهم کرد.
8- ملاک تشخيص فرد اصلح گذشته وعملکرد او است. نه قول و وعده هايي که مي دهد.


9- کلام آقا در مورد نمايندگان شايسته مي تواند به تشخيص درست ما را کمک کند.
10- سعي کنيد به 30 نفر رأي دهيد تا امکان انتخاب افراد غير اصلح را کمتر کنيد.

وعده وعهد بين من وشما:
1-      پاسدار حقوق شرعي وقانوني يکايک شما باشم.
2-      لحظه به لحظه تنها وکيل شما باشم.
3-      پيرو فرمان رهبرمان باشم.
4-      روحيه خدمتگزاري را همواره در خود زنده نگهدارم.
5-      از تمام ابزارهاي مشروع وقانوني براي رفع مشکلات شما بهره بگيرم.
6-      از سختي راه واز فراز ونشيب ها خسته نشوم، ومجاهدت در راه خدا را توشه مسير خدمتگزاريم کنم.
 


چه وعده هايي به شما نمي دهم:
1-      ازبين بردن تورم وگراني در 24 ساعت!
2-      واگذاري مسکن رايگان، بلاعوض و... به جوانان!
3-      ازبين بردن مشکل اشتغال در 20 جلسه!
4-      ومواردي از اين قبيل.
سالها اين وعده ها را به ما دادند آيا به آنها عمل شد. البته خيلي از خدمتگزاران در اين زمينه تلاش هاي ارزشمندي کرده اند، اما اين مشکلات ملي است ورفع آن ها نيازمند زمان ودانش وبينش وهمکاري وهمدلي شماست.

آنچه از شما انتظار دارم:
تکليف شما و من با رأي دادن ورأي گرفتن تمام نمي شود. کسي که وکيل ميگيرد راهي را آغاز مي کند. انتخابات آغاز اين راه است.
اگر توفيق ولياقت خدمتگزاري حاصل شد انتظار دارم يکايک شما ارتباط خود را حفظ کنيد ومرا در اين مسير پرپيچ وخم همراهي کرده  ودائم بر عهد وپيماني که با خدايمان داريم نظارت کنيد ودرغفلت ها نهيب بزنيد. انتظار دارم نسبت به لغزش ها حساس باشيد ونسبت به آنها واکنش نشان دهيد.


انتظار دارم عضوي از شبکه مردمي خدمت باشيد ودرسازماندهي خدمت رساني به مردم ياريگر خدمتگزاران خود باشيد.


همچنان چشم براهتان مي مانم. . .   
    احمد شريعتمدار - نامزد نمايندگي مجلس شوراي اسلامي -  دوره هشتم - ازحوزه انتخابيه ري اسلامشهر شميرانات وتهران  /    


  


کانديداي مجلس هشتم از ري اسلامشهر شميرانات وتهران


  



  



 



نویسنده » احمد شريعتمدار » ساعت 5:15 عصر روز شنبه 18 اسفند 1386

قانون اول: اوقاتي را با خود صادقانه و بي تعارف خلوت کنيم.
قانون دويم: هر انساني داراي نقاط ضعف و نقاط قوت است.
قانون سيم: همواره قدر شناس داشته هايمان باشيم.
قانون چهارم: به جاي انکار واقعيت ها به آنها توجه کنيم.
قانون پنجم: توکل برخدا پشتوانه اي محکم و جبران کننده هر خسران و نقصان در زندگي است.
قانون ششم: موفقيت و شکست، نشانه هاي بودن و حرکت است.
قانون هفتم: بزرگ نمائي و کوچک شمردن ، هر دو آفت است.
قانون هشتم: زندگي همواره با مشکلات عجين بوده و خواهد بود.
قانون نهم: حرکت را هميشه از خود آغاز کنيم.
قانون دهم: ما به ديگران مي آموزيم تا چگونه با ما رفتارکنند.
قانون يازدهم: فروتني وبخشش نشانه ي قدرت است.
قانون دوازدهم: تا ندانيم چه مي خواهيم به اهدافمان نمي رسيم.
قانون سيزدهم: خوب ديدن و خوب شنيدن هنر است.
قانون چهاردهم: زمان و آنچه در آن است در خدمت ماست.
اقتباس شده وباکمي تغيير

وضمنا دوست خوبي به نام آقاي مجتبي نصيري موارد زير را نيز اضافه کرده اند:
اميدوارم بتوانيم هميشه به ياري خداوند بزرگ اين قوانين رارعايت کنيم.

قانون پانزدهم:‌ اگر بخواهيد ميتوانيد.
قانون شانزدهم: هميشه خدا را در نظر بگيريد.
قانون هفدهم: هرگز نااميد نباشيد. چون در هرصورت اميدوار زندگي کردن بهتر از نااميدي است، درهمه شرايط.
قانون هيجدهم: براي دنيا فکر کنيد ولي غصه نخوريد.
قانون نوزدهم: زندگي را سخت نگيريد و تلاش کنيد.
قانون بيستم:‌ هميشه بگوييد فقط خدا.



نویسنده » احمد شريعتمدار » ساعت 1:37 صبح روز شنبه 4 اسفند 1386

امروز يکي از دوستان تماس گرفت، گقت امشب تعدادي از محلي هاي  امامزاده يحيي در مسجد جمع شده اند ومنتظر شما هستند، تا برايشان صحبت کني.
مسجدي که جاي جايش يادآور خاطرات تلخ وشيرين ايام کودکيم را تداعي مي کرد؛ خاطرات شيرين همدلي ها واتحاد مردم در ايام انقلاب وخاطرات تلخ شهادت همسايه ها واهل محل.
امامزاده هميشه با دوچيز شناخته مي شد؛ يکي آن درخت تنومند قديمي که نمي دانم چند صدسال قدمت داشت؛ وديگري پسرخاله سبزي فروش که بساط سبزي فروشي اش را در کنار همان درخت تنومند پهن مي کرد وخانم هاي محل دورش جمع مي شدند.امامزاده يحيي
نزديک مسجد رسيدم؛ اتفاقي افتاده بود واهالي محل به همراه کلانتري مشغول رتق وفتق مسأله بودند.
وارد مسجد شدم، فضاي مسجد خيلي فرق کرده بود. خاطرات بر وبچه هاي بسيجي پايگاه امامزاده که بعضي اوقات جلساتي با هم داشتيم، در آني از نظرم گذشت.
به جمع بي رياي دوستان رسيدم؛ اتاقي کوچک وگرداگرد آن چهره هايي بشاش وبعضا آشنا روح خسته مرا نوازش مي داد. بعد از سالها دوباره به جمع صميمي همسنگرانم برگشته بودم. البته خيلي ها هم جديد بودند، ولي گويي سالهاست با هم رفيقيم.
به هر تقدير قرار شد کمي خودم را معرفي کنم وبعد به سؤالات پاسخ بدهم. پس از اندک معرفي، سؤالات شروع شد؛ يکي از بيکاري شکايت داشت، ديگري از محروميت وفقر اهل محل، بعضي از برخوردهاي شهرداري در پلمپ محل کارگاهشان گله ميکردند و...
تورم، گراني، وضعيت مسکن و... همه هم حق داشتند. زحمت کشيده بودند، جانشان را کف دستشان گذاشته بودند، اما انتظاراتشان بي پاسخ مانده بود.
چند لحظه اي با خود فکر کردم چه بار امانتي را قرار است به دوش بکشم. در اين طور جاها توکل تنها چيزي است که بدرد مي خورد.
خلاصه کنم؛ بحث شبکه مردمي خدمت را کمي باز کردم وگفتم من فکر مي کنم ما با کمک هم مي توانيم مسائلمان را حل کنيم و....
جلسه گرم وصميمي بچه هاي دوست داشتني امام زاده تمام شد؛ ولي اندوه عالم بر دلم نشسته بود.
راستي چرا اين جوري شديم؟  تا پاسي از نيمه شب به اين سوال فکر مي کردم.
آخر جلسه، شيخ زاده را ديدم. خبر خوش قبول شدنش در رشته حقوق را به من داد، ومن خيلي خوشحال شده بودم.
پس از خداحافظي فقط به اين فکر مي کردم که:
خدايا چنين کن سرانجام کار               تو خوشنود باشي وما رستگار         ان شاء ا...



نویسنده » احمد شريعتمدار » ساعت 5:27 عصر روز جمعه 3 اسفند 1386